۱۳۸۸ اسفند ۲۷, پنجشنبه

هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز




چقدر زیباست گل نوروزی که به موسم بهار و شکوفائی گوش به برف و یخ و سرما و باد نمی دهد و از دل سنگ و خاک راهی برای خود باز می کند. مثل آدمهائی که ناامید نمی شوند و تلاش می کنند.
روز خوشی بود امروز. خورشید از یک طرف نورافشانی می کرد. گرمای خورشید همراه با باد ملایم دلنواز بود. راستی که زندگی با لحظات خوش و ناخوش اش زیباست. همین زندگی گاهی در لبخند شیرین پسرکت خلاصه می شود. زمانی مزه آغوش گرم دخترکت شیرین تر از عسل می شود. لحظه ای که چشمت به بلائی کریه منظر و نفرت انگیز می افتد ، سپاسگزار خدا می شوی بابت رفع بلا.
*
روزم را که با غزلی از حافظ شروع کردم و سال نو را به فال نیک گرفتم.
صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد
هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای
درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
تنور لاله چنان برفروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد
بگوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش
که این سخن سحر از هاتفم به گوش آمد
ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع
به حکم آنکه چو شد اهرمن سروش آمد
ز فکر مرغ ندانم که سوسن آزاد
چه گوش کرد که باده زبان خموش آمد
چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس
سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد
بگویمت سخنی خوش بیا و باده بنوش
که زاهد از بر ما رفت و می فروش آمد
ز خانقاه به میخانه می رود حافظ
مگر ز مستی زهد و ریا به هوش آمد
*
می گویند سر سفره هقت سین و لحظه تحویل سال نو از خدا هر چه بخواهی می دهد. دعاهایت مستجاب می شود و من بارها امتحان کردم. لحظه تحویل در سکوت و آرامش با خدا حرف زدم و خیلی وقتها احساس کردم که صدایم را می شنود. لحظه تحویل امسال و سر سفره هفت سین طبق عادت همیشگی ام دعا خواهم کرد . برای مردم وطنم ، برای مردم دنیا ، برای همه و همه صلح و صفا و آرامش آرزو خواهم کرد . در آخر برای آرامش روحی ارواح بیمار و مردم آزار دعا و شفای عاجل آرزو خواهم کرد.
*

هیچ نظری موجود نیست: