۱۳۸۹ مرداد ۱۶, شنبه

تمشک

سال ها پیش بود کلاس هشتم تمام شد و تابستان شروع شد. یک روز سر سفره ناهار از صحبتهای مادر و پدرم متوجه شدیم که تعطیلات تابستان به مشهد سفر خواهیم کرد. آن هم همراه فامیل اتوبوسی اجاره خواهیم کرد. من و مهناز و مهرناز خیلی خوشحال شدیم. سفر با اتوبوس را خیلی دوست داشتیم. ضبط صوت آقا شوفر اتوبوس ترانه های اتوبوسی پخش می کرد. هر چند که سفر با ماشین دایی وسطی خیلی راحت تر بود. دایی وسطی مان هر وقت ما را به تهران می برد سر راه برایمان هر چه که دوست داشتیم می خرید. کانادا درای زرد ، تخمه ژاپنی . بادام شور، و ... اما او کاست اتوبوسی نداشت. من و مهناز و مهرناز به این ترانه و این ترانه و این ترانه اتوبوسی می گفتیم. شاد بودند و خاطرات خوش سفر را در ذهن مان هک می کردند.سفرمان هم زیارت بود و هم سیاحت. از شهرهای شمالی گذشتیم. به کنار دریا رفتیم. آنجا بود که برای اولین بار گیاهی دیدیم که برگ و ساقه تیغ دار داشت اما رز و گل محمدی نبود. دانه های میوه اش شبیه توت ، اما توت هم نبود.رنگ میوه ها قرمز و کبود بود. قرمزها ترش و کبودها شیرین بودند. آنقدر خوردیم که دندان هایمان کال شد. اسم اش چه بود ؟ هیچ کداممان ندانستیم که این حکایتی دیگر دارد.بعد از آن همه سال یار دیگر در این غربتستان این گیاه تیغ دار شبیه رز اما نه رز ، شبیه توت اما نه توت ، را دیدیم . تمشک میوه شمالی. میوه آب و هوای بارانی. دیگر نه دندانی برای خوردن هست و نه دوستان آن عهد و ایام . آن روزگار که زندگی همچون طعم تمشک ترش و شیرین بود ، خوردن اش نیز حال و هوائی دیگر داشت. اکنون هوس چیدن داری و دندان خوردن نه. اما می توانی بپزی و مربایش کنی . شربت درست کنی. داخل مربای هویچ و هر مربای دیگر که دوست داری خوش رنگ شود بریزی. آن وقت نیازی به رنگ مربا نداری.
اما من این مربای تمشک را چنین پختم
اول تمشک ها را خوب شستم و داخل قابلمه ریختم و رویشان شکر پاشیدم و گذاشتم تا صبح بماند. تمشک برخلاف توت فرنگی و گیوی آب پس نمی دهد. سپس به ازای یک لیوان آب یک لیوان شکر را در قابلمه ای دیگر جوشاندم و شیره مربا درست کردم. بعد تمشکهای شکر پاشیده شده را داخل شیره قوام آمده ریخته و گذاشتم که فقط یک بار بجوشد. از روی اجاق برداشتم و گذاشتم سرد شود. در این روش دانه های تمشک له نمی شود و می توانیم در تزئین کیک و روی بستنی استفاده کنیم. سر سفره صبحانه هم زیبا و اشتها آور است. اما دانه های بسپار ریز دندان شکنی دارد. من دو نوع مربا درست می کنم. در نوع دوم اول تمشک ها را با شکری که رویشان پاشیده ام خوب می پزم به گونه ای که له شود و بعد از صافی می گذرانم. دانه های ریز جدا می شوند . سپس مایع بدست آمده را داخل شیره قوام آمده ریخته و می پزم.باید مواظب باشیم که شیره مان زیاد رقیق نباشد. یا هنگام پختن تمشک آب زیاد داخل آن نریزیم. این مربا تا حدودی شبیه ژله یا مارمالاد می شود.

هیچ نظری موجود نیست: